X
تبلیغات
تاریخ جهان ،ایران، اسلام ،و...

تاریخ جهان ،ایران، اسلام ،و...

تاریخ جهان ایران اسلام ...

صدورعلوم طبیعی از فارس به کشورچین در زمان یوان

علوم طبیعی وارد شده از فارس به کشورچین در زمان یوان

علوم طبیعی وارد شده از فارس به چین در زمان یوان

  در قرنهای ۱۳ و ۱۴ ، کشور ایلخان فارس منطقه پهناوری از رودخانه ام تا اقیانوس هند و از رودخانه دجله و فرات تا سند و آسیای صغیر و قفقاز را فرمانروائی کرده بود.  میراث علمی امپراطوری عرب توسط دودمان ایلخانیان به ارث برده شد.  اعراب نیز با این موضوع مخالفت نکردند.  در ” فرهنگ Monjid ” که در سال ۱۹۶۵ در لبنان به چاپ رسیده در باره ” ایلخانیان ” آمده است که ” در آن زمان ستاره شناسی، ریاضیات و علم پزشکی به شکوفائی رسید. “  ستاره شناسی ، ریاضیات و علم پزشکی...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1391ساعت 15:26  توسط سیدغلامعباس طاهرزاده  | 

تاریخ ایران قبل از اسلام

تاریخ ایران قبل از اسلام

منبع:ایران را بهتر بشناسیم

تاریخ ایران قبل از اسلام

بومیان ساکن ایران قبل از آریاییها

پیش از مهاجرت آریائیان به فلات ایران، اقوامی با تمدن‌های متفاوت در ایران می‌زیستند. سرزمین کنونى ایران بخشى بزرگى از یک واحد جغرافیایى بنام فلات ایران است ، این واحد طبیعى با تنوع اقلیمى و زیستى خود داراى ویژگیهاى بارزى است که در نتیجه آن وحدت فرهنگى ایران را سبب شده است، بى شک تمدن بشرى مرهون نبوغ و خلاقیت مردمانى بوده است که سالیان دراز در این سرزمین زندگى کرده اند و در تعامل با جغرافیا و نظام طبیعى حاکم بر آن و در جریان روزگار، تاریخ فرهنگى وتمدن خود را آفریده اند. پیش از تاریخ

اولین رفتارهاى فرهنگی انسان در ایران با ساخت ابزارهای سنگى گوناگون در دوران پارینه سنگی آغاز شد، دوران پارینه سنگی شامل سه دوره کهن ، میانى و نوین مى شود، آثار بدست آمده از این دوران در ایران بیش‌تر از دورهٔ پارینه سنگى نوین است که از کاوشگاه‌هایی چون کشف رود خراسان ، لدیز سیستان، هومیان کوهدشت و دره هلیلان در لرستان و… بدست آمده اند. در این دوران آدمی افزون بر گردآورى خوراک و شکار بخشی از خوراک خود را ذخیره مى‌کند، با گذر از دوران پارینه سنگی و فرا پارینه سنگی از حدود دوازده هزار سال پیش ساکنان خاور نزدیک از جمله ایران دوره فرهنگى و تمدنى نوسنگى، را آغاز مى کنند. دوران نوسنگى با اهلى کردن گیاهان و حیوانات و شکل گیرى نهایى روستا ها همراه بود و تا هزاره پنجم قبل از میلاد ادامه یافت. در دوران نوسنگی بشر با ساخت سفال ، ایجاد فضاهای معماری و ارتقاء سطح صنعت خود گامی دیگر در ترقی خود برداشت. یادگارهای دوره نوسنگی در ایران از محوطه هایى چون تپه سیلک در کاشان، چشمه على تهران، تپه حصار دامغان، تپه گیان نهاوند، تپه باکون فارس، شهرستان سراب، گودین و گوران و گنج دره در کرمانشاه و شوش در خوزستان و… بدست آمده است. با گذر از دوران نوسنگى ایران همچون سرزمینهاى اطراف ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1391ساعت 15:14  توسط سیدغلامعباس طاهرزاده  | 

تاریخ ایران

تاریخ ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

  هنگامی که سخن از تاریخ ایران می‌رود باید به این نکته توجه داشت که آیا منظور تاریخ اقوام و مردمانی است که از سرآغاز تاریخ تا کنون در مرزهای سیاسی ایران امروزی زیسته‌اند یا تاریخ اقوام و مردمانی است که خود را به نحوی از انحاء ایرانی می‌خوانده‌اند و در جغرافیایی که دربرگیرندهٔ ایران امروز و سرزمینهایی که از دیدگاه تاریخی بخشی از ایران بزرگ (ایرانشهر) بوده‌است زیسته‌اند. گاه تاریخ ایران را از ورود آریایی‌ها (که نام ایران نیز از ایشان گرفته شده‌است) به فلات ایران آغاز می‌کنند. ولی این به این معنی نیست که فلات ایران تا پیش از ورود ایشان خالی از سکنه یا تمدن بوده‌است. پیش از ورود آرییایان به فلات ایران تمدنهای بسیار کهنی در این محل شکفته و پژمرده بودند و تعدادی نیز هنوز شکوفا. برای نمونه تمدن شهر سوخته (در سیستان)، تمدن عیلام (در شمال خوزستان)، تمدن جیرفت (در کرمان)، تمدن ساکنان تپه سیلک (در کاشان)، تمدن اورارتو (در آذربایجان)، تپه گیان (در نهاوند) و تمدن کاسی‌ها (در لرستان امروز) ذکر می‌شود.

نکتهٔ مهم دیگر شناخت وضع مناطق داخلی ایران در زمان شکل‌گیری و رواج تمدن‌های کهن است. یعنی فهم اینکه در زمان تمدن‌ها و دولت‌های باستانی چون سومر، کلده، اور، بابل، ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعت 21:3  توسط سیدغلامعباس طاهرزاده  | 

یهودیان ایران ، تنها جماعت یهودی جهان اند که هیچگاه طعم آوراگی را نچشیده اند

یهودیان ایران ، تنها جماعت یهودی جهان اند که هیچگاه طعم آوراگی را نچشیده اند
یک کاهن انجمن دوستی یهود ، لین گوتلیب ، که مدافع صلح ، عدالت و عدم خشونت است با اشاره به خصوصیت یهودیان ایران ، که تنها قوم از یهودیاند که در طول تاریخ هرگز طعم آوراگی و مهاجرت را تجربه نکرده اند ، از همه یهودیان امریکا و جهان خواسته است در تصمیمات و اقداماتی که علیه ایران اتخاذ می کنند به وجود 35 هزار یهودی در ایران و به تاثیراتی که ممکن است آن تصمیمات بر زندگی این جماعت بگذارد نیز توجه نمایند. این دعوت با توجه به توصیفی که این کاهن از وضعیت زندگی صلح آمیز یهودیان در ایران میکند جالب توجه است.
  
به گزارش معیار نیوز از فلوشیپ رکانسیلیشن (شنبه 14 ژانویه ) و به نقل از کاهن لین گوتلیب:
تاریخ یهود پر از وقایع تاسف بار است. آیا ما میخواهیم یک واقعه مصیب بار دیگر هم داشته باشیم ، آنهم این بار بواسطه نادانی خودمان؟ آنهائی که فکر میکنند بمب اندازی روی ایران یک هدف دفاعی و پیشگیرانه را برآورده میکند باید در این فکر خود تجدید نظر کنند و یک جماعت فراموش شده در محاسبات خود را مد نظر قرار دهند – 35 هزار یهودی که در ایران زندگی می کنند و اینکه چه بر سر آنها خواهد آمد؟
در سال 2009 من افتخار داشتم ریاست هیات دو نفری صلح گفتگوی ادیان اعزامی به ایران بنمایندگی از جنبش صلح و شبکه شومر شالون برای عدم خشونت یهود در مرکز گفتگوی ادیان در تهران را بر عهده داشته باشم. اعزام هیات به مذاکرات گفتگوی ادیان بخشی از یک تلاش بین المللی برای ایجاد روابطی مثبت میان مذاهب مختلف است. در طول دو نوبت دیدار هیات از ایران ما وقتی را مصروف ملاقات با جماعت یهودی در تهران ، اصفهان و شیراز نمودیم. ما توفیق داشتم از کنیسا در وقت دعای یهودیان دیدار داشته باشیم ، در یک رستوران که غذای حلال یهودی سرو می کرد غذا بخوریم ، با دانشجویان بهودی در مدرسه کلیمیان گفتگو کنیم و بیک تبادل گفتگوی صمیمی باز با رهبران سیاسی ، فرهنگی و محلی یهود در موسسات عمومی یهودی و در منازل آنان مبادرت بورزیم.
یهودیان بیش از سه هزار سال است که بطور مستمر – بدون اینکه هیچگاه مجبور شوند این کشور را ترک کنند – در ایران زندگی کرده اند. آنها حفظ کنندگان سنت باستانی زیارت مقبره ایستر و مردخای (در همدان) دانیال پیامبر (در کرکوک عراق) ، سارا آشر دختر یعقوب (در نزدیکی اصفهان) هستند که داستان آنها را یهودیان ایرانی بخوبی میدانند. یهودیان ایران صاحب یک تورات با قدمت 1800 ساله در همدان و یادگارهای باستانی تاریخی غنی در آنکشورند. آنها به هویت ایرانی یهودی که دارند افتخار می کنند. جماعت یهودی ایران برای خودش یک میراث معنوی نزد معتقدان به ادیان و مذاهب است. به این خاطر است که یهودیان در اسرائیل ، در ایالات متحده ، اروپا و دیگر جاها ، باید اینک ساکت ننشینند ، صحبت کنند ، قبل ازاینکه دیر باشد و بخواهند که محض خاطر جماعت سنتی یهودی هم که شده گزینه جنگ از فهرست گزینه های روی میز علیه ایران کنار نهاده شود. یهودیان ایران نمیخواهند که اسرائیل در امور کشور آنها دخالت نماید. آیا ما قصد داریم با ایجاد بی ثباتی و نا امنی به زندگی جماعت یهودی ایران در ایران پایان دهیم و آنها را به آوراگی بکشانیم؟ هیچ آدم درست دارای فهم و شعوری در امور منطقه نمیتواند اینطور فکر کند که راه انداختن جنگ با ایران بتواند برای امریکا ، اسرائیل و منطقه صلح و امنیت ببار آورد. راه های برقراری ایجاد صلح دیگری وجود دارد که میشود از آن راهها رفت. اگر شما از جماعت یهودی ایران بپرسید آنها به شما خواهند گفت که لطفا دخالت نکنید و مسائل اجتماعی ایران را به خود ایرانیان واگذار کنید. مداخله نظامی خارجی تنها کار را خراب تر می سازد. ما از آوراگی و در به دری در گذشته بسیار رنج برده ایم. اجازه ندهیم تنها جماعت استوار و پایدار یهودی که دائما در یک جا استقرار داشته اند و هرگز نیازی به آوراگی پیدا نکرده اند به درد بقیه یهودیان دچار شوند. بیائید در مقابل تبلیغات غلطی که می شود و ترسی که بر می انگیزند تا ما را به جنگ و مصیبت بکشانند بایستیم و با آن مقابله کنیم.

If we bomb Iran, what will happen to Iranian Jews?
Saturday, January 14, 2012, 2:26pm
Image:
http://forusa.org/sites/default/files/imagecache/725px-width/images/blogs/20120114-if-we-bomb-iran-what-will-happen-iranian-jews_0.jpeg
http://forusa.org/blogs/leila-zand/if-we-bomb-iran-what-will-happen-iranian-jews/10114
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 9:19  توسط سیدغلامعباس طاهرزاده  | 

تاریخ بارگاه امام حسین(ع)‌

حرم امام حسین ‌(ع)، کی و چگونه ساخته شد ؟

 

پیدایش سرزمین كربلا به دوران بابلی‌ها بازمی‌گردد. در آن زمان این سرزمین مجموعه‌ای از روستاها بوده است كه برای بابلی‌ها تقدس خاصی داشته است. به نقل از برنا، یكی دیگر از نام‌های كربلا "كور بابل" بوده است و معنای آن به زبان عربی یعنی مجموعه‌ای از روستاهای بابلی. بسیاری از پژوهشگران معتقدند كه كربلا به سان مادر بسیاری از روستاهایی بود كه در حد فاصل شام و فرات قرار داشته‌اند و نیز مادر تمدن‌های بین‌النهرین بوده كه مركز عبادت در آن زمان نیز تلقی می‌شد.

این سرزمین به دلیل موقعیت آب و هوایی و حاصلخیز بودن خاكش شاهد بسیاری از اقوام مختلف در طول تاریخ بوده است كه از جمله آنان می توان به كلدانی‌ها، تنوخیین و لخمیین و مناذره اشاره كرد. كربلا نام‌های متعددی در تاریخ داشته كه از آن جمله می‌توان به "الطف" اشاره كرد كه به معنی "لطیف‌ترین" است. این نام به این دلیل برای كربلا انتخاب شده كه این سرزمین در حاشیه‌ رودخانه‌ علقمی كه شعبه‌ای از فرات بوده است، مستقر بود و آب كربلا نیز از این شعبه تامین می‌شد.

از دیگر نام‌های ثبت شده‌ كربلا در تاریخ، نینوا، شفیه، عقر، نواویس، عین‌التمر و ام‌القری است. اما این سرزمین از زمانی شهرت تاریخی خود را به دست آورد كه امام حسین(ع) و خاندان و صحابه وی در سال 61 هجری قمری مصادف با 680 میلادی در این سرزمین به شهادت رسیدند.

 تاریخ بارگاه امام حسین(ع)‌

اولین علامت بارگاه امام حسین(ع) از سوی قبیله‌ بنی اسد كه در نزدیكی كربلا سكنی گزیده بودند بنا نهاده شد. آنها مراسمی خاص برای به خاك سپردن سید الشهدا(ع) برگزار كردند و علامتی بر قبر شریف وی گذاشتند كه سایبانی كوچك بر قبر حضرتش بود. با بر سر كار آمدن


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 9:13  توسط سیدغلامعباس طاهرزاده  | 

سنت­هاي الهي و رويدادهاي تاريخ

سنت­هاي الهي و رويدادهاي تاريخ؛
بررسي موردي ديدگاه مقريزي در اغاثة الامة بکشف الغمه

زهرا روح­الهي اميري

  توجه به تاريخ و حوادث عالم از گذشته‌هاي دور براي انسان‌ها اهميت وافري داشته است. اين امر براي مورخان مسلمان به جهت اهداف خاص‌شان از پيگيري تاريخ، اعتبار بيشتري داشت. مقريزي، مورخ مصري قرن نهم، مانند بسياري از مورخان مسلمان توجه ويژه‌اي به تاريخ داشته است، گرچه او در زمينه­هاي ديگر هم قلم زده است. او مانند مورخ معاصرش، ابن خلدون، از اولين كساني است كه به چرايي و چگونگي وقايع و حوادث عالم توجه كرده است. در ميان آثار مقريزي، كتاب اغاثة الامة بکشف الغمه به دليل نگاه فلسفي و توجه خاص او به تأثير مسائل اجتماعي و اقتصادي به رويدادهاي تاريخي، متمايز از ديگر آثار اوست.

واژه­هاي کليدي‌: مقريزي، نگرش تاريخي، سنّت الهي، قانون‌مندي در تاريخ.

مقدمه

كتاب اغاثة الامه بكشف الغمه (نجات امت با برطرف كردن غم و اندوه) تأليف تقي‌الدين احمد بن علي المقريزي در حوزه تاريخ با اهتمام دكتر جمال الدين الشيال در 1358 ق منتشر شده است. مستشرقان زيادي در تأليفات خويش به اين كتاب استناد كرده‌اند؛ اين كتاب از اهميت بسياري برخوردار است، به گونه‌اي كه شيال معتقد است كه تاريخ‌نگاران مصري از آن بي‌نياز نيستند. كتاب شامل يك مقدمه و هفت فصل مي‌باشد. مؤلف در مقدمه علت تأليف كتاب را ريشه‌يابي مشكلات و معضلات عصر خود بيان مي‌كند.

فصل اول به بيان اهميت تاريخ مي‌پردازد و به اين قاعده كلي اشاره مي‌كند كه هميشه‌ انسان‌ها گذشته را بهتر از حال مي‌دانند، زيرا مصائب اندكي را كه خود مي‌چشند ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 22:19  توسط سیدغلامعباس طاهرزاده  | 

اهداف قیام امام حسین علیه السلام از زبان خود امام علیه السلام

اهداف قیام امام حسین علیه السلام از زبان خود امام علیه السلام

قیام مقدس و پرشکوه امام حسین(ع)ریشه در انحراف هاى بـنیادى و اساسى در جـامعه اسلامى داشت. این انحراف ها زائیده انحراف حکومت اسلامى از مسیر اصلى خود از سقیفه به بـعد بـود. که پس از شهادت على(ع)کلا بـه دست سلسله سفیانى و حزب ضد اسلامى اموى افتاد. بـه گواهى اسناد تاریخى, سران این حزب هیچ اعتقادى بـه اسلام و اصول آن نداشتند(1). و ظهور اسلام و به قدرت رسیدن پیامبر اسلام(ص)را, جلوه اى از پیروزى تـیره بـنى هاشم بـر تـیره بـنى امیه, در جریان کشمکش قبیلگى در درون طایفه بـزرگ قریش مى دانستند(2). و بـا یک حـرکت خـزنده, بـه تـدریج در پـوشش اسـلام بـه مناصب کلیدى دسـت یافتند() و سرانجـام از سال چهلم هجـرى, حکومت اسلامى و سرنوشت و مقدرات امت اسلامى به دست این حزب افتاد و پس از بیست سال حکومت معاویه, و بـه دنبـال مرگ وى, پـسرش یزید بـه قدرت رسید که اوج انحراف بـنیادى, و جلوه اى آشکار از ظهور ((جاهلیت نو)) در پوشش ظاهرى اسلام بود(3).امام حـسـین(ع)نمى تـوانسـت در بـرابـر چـنین فاجـعه اى سکوت کند و احساس وظیفه مى کرد که در بـرابـر این وضع, اعتـراض و مخالفت کند. سخنان, نامه ها و سایر اسنادى که از امام حسین(ع)به دسـت ما رسـیده, بـه روشنى گویاى این مطلب اسـت. این اسناد بـیانگر آن است که از نظر امام, پـیشوا و رهبـر مسلمانان شـرائط و ویژگى هایى دارد که امویان فـاقـد آنها بـودند و اسـاس انحراف ها و گمراهیها این بود که عناصر فاسد و غیر لایق, تکیه بر مسند خلافت اسلامى و جایگاه والاى پـیامبـر زده بـودند و حاکمیت و زمامدارى آنها, آثار و نتائج بـسیار تلخ و ویرانگرى بـه دنبـال آورده بود.
چـند نمونه از تـاءکیدهاى امام در این بـاره یادآورى مى شـود:
ویژگى هاى پیشواى مسلمانان

1 - در نخستین روزهایى که امام حسین(ع)در مدینه, بـراى بـیعت جهت یزید, در فشار بود, در پاسخ ولید که پیشنهاد
بیعت بـا یزید را مطرح کرد, فـرمود: اینک که مسـلمانان بـه فـرمانروایى مانند یزید گرفتار شده اند, باید فاتحه اسلام را خواند(4).
2 - امام ضمن پاسخ نامه هاى کوفیان, نوشت:
... امام و پیشواى مسلمانان کسـى اسـت که بـه کتـاب خـدا عمل نموده راه قسط و عدل را در پـیش گیرد و از حـق پـیروى کرده بـا تمام وجود خویش مطیع فرمان خدا باشد(5).
3 - امام حـسـین(ع)هنگام عزیمت بـه سـوى عراق در منزلى بـنام ((بیضه)) خطاب به ((حر)) خطبه اى ایراد کرد و طى آن انگیزه قیام خود را چنین شرح داد:
((مردم! پـیامبـر خدا(ص)فرمود: هر مسلمانى بـا حکومت ستـمگرى مواجـه گردد که حـرام خدا را حـلال شمرده و پـیمان الهى را درهم مى شکند, بـا سنت و قانون پـیامبـر از در مخالفت درآمده در میان بـندگان خـدا راه گناه و معصـیت و تـجـاوزگرى و دشـمنى در پـیش مى گیرد, ولى او در مقابـل چنین حکومتى, بـا عمل و یا بـا گفتار اظهار مخالفت نکند, بـرخـداوند است که آن فرد(ساکت)را بـه کیفر همان ستمگر(آتش جهنم)محکوم سازد.
مردم! آگاه باشید اینان(بنى امیه)اطاعت خدا را ترک و پیروى از شیطان را بـر خود فرض نموده اند, فساد را تـرویج و حدود الهى را تعطیل نموده فى را(که مخصوص بـه خـاندان پـیامبـر است)بـه خـود اختصاص داده اند و من بـه هدایت و رهبـرى جامعه مسلمانان و قیام بـر ضد این همه فساد و مفسدین که دین جدم را تغییر داده اند, از دیگران شایسته ترم ...)) (6).
حاکمیت بـنى امیه که امام در این سخنان بـه گوشه هایى از آثـار سوء آن اشاره نموده, در شوون مختـلف جامعه اسلامى اثر گذاشتـه و فساد و آلودگى و گمراهى را گستـرده و عمومى ساخـتـه بـود. امام حسین(ع)در موارد متعددى انگشت روى این عواقب سوء گذاشتـه و بـه مردم هشـدار داده اسـت کـه بـه چـند نمـونه آن اشـاره مـى شـود:
محو سنتها و رواج بدعتها

آن حـضرت پـس از ورود بـه مکه, نامه اى بـه سران قبـائل بـصره فرستاد و طى آن چنین نوشت:
((...اینک پیک خود را بـا این نامه بـه سوى شما مى فرستم, شما را به کتاب خدا و سنت پیامبـر دعوت مى کنم, زیرا در شرائطى قرار گرفته ایم که سنت پیامبر به کلى از بین رفته و بـدعتها زنده شده است, اگر سخـن مرا بـشنوید, شما را بـه راه راسـت هدایت خـواهم کرد...)) (7). دیگر به حق عمل نمى شود.
حسین بـن على(ع)در راه عراق در منزلى بـه نام ((ذى حـسم)) در میان یاران خود بـه پـا خـاست و خـطبـه اى بـدین شرح ایراد نمود:
پـیشامدها همین است که مى بـینید, جـدا اوضاع زمان دگرگون شده زشتیها آشکار و نیکیها و فضیلتها از محیط ما رخت بر بسته است و از فضیلتها جز اندکى مانند قطرات تـه مانده ظرف آب بـاقى نمانده است. مردم در زندگى پست و ذلتبارى به سر مى بـرند و صحنه زندگى, همچون چراگاهى سنگلاخ, و کم علف, به جایگاه سخت و دشوارى تبـدیل شده است.
آیا نمى بینید که دیگر بـه حق عمل نمى شود, و از بـاطل خوددارى نمى شود؟! در چـنین وضعى جـا دارد که شخص بـا ایمان(از جـان خود گذشتـه)مشتـاق دیدار پـروردگار بـاشد. در چنین محیط ذلتـبـار و آلوده اى, مرگ را جـز سعادت; و زندگى بـا ستـمگران را جـز رنج و آزردگى و ملال نمى دانم...)) (8).
مسخ هویت دینى مردم

حاکمیت زمامداران اموى و اجراى سیاست هاى ضد اسلامى توسط آنان, هویت دینى مردم را مسخ کرده ارزشهاى معنوى را در جامعه از بـین برده بود. امام در دنباله سخنان خود در منزل ((ذى حسم)) فرمود:
((...مردم بندگان دنیایند, دین بـه صورت ظاهرى و در حد حرف و سخن در زبـانشان مطرح مى شود, تا زمانى که معاش و زندگى مادیشان رونق دارد, در اطراف دین گـرد مىآیند, اما زمانى کـه بـا بـلا و گرفتارى آزمایش شوند, دینداران در اقلیت هستند.
پیام جاوید قیام امام حسین(ع)

پیام قیام با شکوه سیدالشهداء(ع)منحصر به آن زمان نیست, بلکه این پـیام پـیامى جاوید و ابـدى است و فراتـر از محدوده زمان و مکان است, هرجا و در هر جامعه اى که به حق عمل نشود, و از بـاطل خوددارى نشود, بدعتها زنده, و سنتها نابـود شود, هرجا که احکام خدا تغییر و تحریف یابد و حاکمان و زمامداران بـا زور و ستمگرى بـا مردم رفتـار کنند, در هر جـامعـه اى که ویژگى هاى جـاهلیت را داشته باشد آن جامعه, جامعه اى یزیدى بـوده, و مبـارزه و مخالفت بـا مفاسد و آلودگى ها و آمران و عاملان آنها, کارى حـسینى خواهد بود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاورقیها:
1 - سـیدعـلیخـان مدنى, الدرجـات الرفیعـه, ص 243, ابـن ابـى الحدید, شرح نهج البلاغه, ج8, ص 257 - مسعودى, مروج الذهب, ج3, ص 454 ضمن شرح حال ماءمون عباسى.
2 - ابن ابى الحدید, همان کتاب, ج9, ص 53(خطبه 139) و نیز ج2, ص 44 - 45 - ابن عبـدالبـر, الاستیعاب فى معرفه الاصحاب(در حاشیه الاصابه)ج4, ص 87.
- این حرکت از اواخر خلافت خلیفه دوم آغاز گردید که معاویه از طرف وى به حکمرانى شام منصوب شد و مدت پنج سال در این سمت باقى بـود و در تـمام مدت خلافت عثـمان نیز(12 سال) در این منصب ابـقا گردید و از همـان سـالـها رویاى خـلافـت آینده خـود را مـى دید و پایه هاى آن را مى ریخت و در اواخـر خـلافت عثـمان, در واقع وى در مدینه خلیفه تشریفاتى بود و تصمیم گیرنده اصلى, حاکم مقتدر شام بود.
3 - نگاه کنید به: امام حسین(ع) و جـاهلیت نو, جـواد سلیمانى, قم, انتشارات یمین.
4 - سید بن طاووس, اللهوف فى قتلى الطفوف, ص 11.
5 - طبرى, تاریخ الامـم والـمـلـوک, ج6, ص 196 - شـیخ مـفـید, الارشاد, ص 204.
6 - طبرى, همان کتاب, ص 229 - ابـن اثیر, الکامل فى التاریخ, ج4, ص 48.
7 - طبرى, همان کتاب, ص 200.
8 - حسن بـن على بـن شعبـه, تحف العقول, ص 245 - طبـرى, همان کتاب, ص 239.


+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 22:2  توسط سیدغلامعباس طاهرزاده  | 

عاشورا،وآزمون های الهی

عاشورا، بسترهای الهی

خليل منصوري

اشاره:

عاشورا، صحنه تضاد و تناقض هاست؛ چنان كه نمايشي از ايثار و قدرت و عشق و محبت است. نمايشي از تقابل تمام ايمان در برابر تمام كفر است. از آن جايي كه امام حسين (ع) و اهل بيت عصمت و طهارت(ع) تجسم عيني قرآن و تمثل آيات وحياني هستند يافتن مصاديق ايات در عاشورا دور از انتظار نيست. هر بيان و منش و كنش اهل بيت (ع) در نهضت عاشورايي خاستگاه قرآني دارد؛ از اين رو واكاوي و تحليل و تبيين آن بر پايه آيات امري ممكن و واجب است. براي شناخت نهضت حسيني مي بايست به سراغ منطق قرآني قيام رفت. در هر مجلس و مذاكره اي آن چه خودنمايي مي كند و آثارش را ظاهر مي سازد بينش و نگرش توحيدي و وحياني اهل بيت (ع) از امام حسين گرفته تا امام علي بن الحسين سيد ساجدين تا ديگر اعضاي اين خاندان از خرد و كلان نه تنها قرآن را در كلام بلكه در منش و كنش و در سخت ترين شرايط به نمايش مي گذارند. يكي از جلوه هاي آن را در مساله مصيبت جانكاه پس از شهادت و بر سرنيزه كردن سرهاي شهدا و اسارت بردن اهل بيت عصمت و طهارت (ع) مي بينيم . در آن دم سخت شهادت، سرور جوانان بهشت وشادي پيروزي دشمن غدار و كينه جو و غم و فشار اسارت و آوارگي اهل بيت مي كوشد تا نهضت را هم چنان در مسير خود نگه داشته و امواج سهمگين بيداري و تنبيه را به سوي مردمان خفته روانه سازد. در اين زمان است كه دشمن با توجه به روحيه به ظاهر شكست خورده اهل بيت (ع) و وضعيت اسارت مي كوشد تا بزرگ ترين ضربات را به ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 21:57  توسط سیدغلامعباس طاهرزاده  | 

عوامل زوال دولت اموی

عوامل زوال دولت اموی

اقتباس از:تاریخ خلفاء، جعفریان، رسول؛


  درباره زوال دولت اموی و علل آن مطالب مختلفی گفته شده است. (1) بحث از زوال اندیشه ای فلسفی در باب تاریخ می طلبد و مورخ به صرف مورخ به این گونه امور نمی پردازد. زمانی که بحث فلسفی و به اصطلاح فکری و ایدئولوژیکی شد، اندیشه های فلسفی شخصی نیز در آن راه می یابد، آن گونه که گاه با تاریخ نیز سازگاری ندارد. آنچه در این باره گفتنی است این که معمولا تا قبل از سقوط، بحث زوال کمتر مطرح است، چون هنوز روشن نیست که آیا نظام مورد نظر می تواند مشکلات خود را حل کند یا نه، اما وقتی نظامی سقوط کرد، بحث از زوال به میان و میدان می آید.

در مورد امویان، به چندین مساله توجه داده شده است. یکی از آنها سقوط عصبیت ویژه ای است که امویان قدرت سیاسی و سلطه خویش را بر پایه آن مستقر کرده بودند. این مساله مربوط به برتری شاخه خاصی از قریش با عنوان بنی امیه، به پشتوانه عرب شمالی، و قبایل ساکن شام بوده است. نزاع دو گروه از قبایل شمال و جنوب همیشه مشکل زا بوده و در آخرین سالهای حیات دولت اموی، نزاع این دو نیرو به حدی رسید که بویژه در خراسان امکان سامان یابی مجدد برای آن نبود. این اختلاف در همه مناطق عربی بویژه عراق و ایران- که محل سکونت اعراب مهاجر فراوان بود- شده بود. نزاع در عراق میان دو گروه عرب شمال و جنوب بود. زمانی که خالد بن عبد الله قسری سر کار بود، وی به تناسب آن که از عرب جنوب بود، شمالی ها یا به عبارتی مضریها از او راضی نبودند. زمانی که یوسف بن عمر بر سر کار آمد، ماجرا به عکس شد. او خالد را کشت و این نزاع شدت یافت. پس از آن یزید بن خالد بن عبد الله نیز یوسف بن عمر را که محبوس بود به قتل رساند. (2) مسعودی نزاعهای قبیله ای را از دلایل عمده سقوط امویان دانسته است. او از حمایت مروان بن محمد از نزاریان در برابر یمنیان اشاره کرده و این که این امر سبب شد تا اعراب یمنی به حمایت از مخالفان وی از بنی هاشم بپردازند. (3)

مشکل خراسان، بیش از این بود. این منطقه از سالها قبل از سقوط امویان محل فرار کسانی بود که از دست حکومت عراق به شرق می گریختند. شورش حارث بن سریج مشکل را بیشتر کرده بود. جنگهای مداوم اعراب با ساکنان ماوراء النهر بر خستگی اعراب این ناحیه افزوده بود. ظلم و فشار حجاج بر تازه مسلمانان این دیار و گرفتن جزیه از آنها، مشکل چندین دهه این دیار محسوب می شد. در این فضا، مشکل نزاع اعراب شمال و جنوب می توانست خطر زیادی را برای حکومت داشته باشد. نصر بن سیار از اعراب نزاری شمالی دفاع می کرد. در برابر وی، جدیع بن علی کرمانی مدافع اعراب یمنی و جنوبی بود. نزاع اینها سبب رشد مخالفان امویان شد. قوت ابو مسلم خراسانی در کار دعوت عباسیان و بهره گیری وی از روحیه شیعی مردم خراسان که پس از شهادت یحیی بیشتر شده بود، اوضاع را به نفع او تغییر داد. فرماندهی نظامی او نیز نقطه قوت مهمی بود. همه این مسائل دست به دست هم داده و راه را برای یک تغییر مهم در خراسان هموار کرد. مشکل دیگر امویان این بود که این منطقه دور از دسترس آنها بود. لذا به سادگی نمی توانستند به سوی آن لشکرکشی کنند. باید توجه داشت که در این زمان نیروهای شامی در عراق سخت گرفتار خوارج بودند و علی رغم استمدادهای مکرر نصر سیار نتوانستند به او کمک کنند. خوارج در طی نابسامانیهای که در طی سالهای 126 و 127 برای امویان پیش آمد، رشد یافته و ضحاک بن قیس خارجی برای مدتها با مروان بن محمد درگیر بود. او در سال 127 کشته شد، اما خوارج همچنان یکی از تهدید کنندگان اصلی، خوارج عراق و جنوب ایران بودند. به هر روی پیروزی عباسیان در خراسان عامل عمده زوال دولت اموی بود. البته این که چرا عباسیان و نه دیگران، دلایل خاص خود را دارد که مربوط به چگونگی غلبه عباسیان است نه زوال امویان. به هر روی وجود جانشین مناسب برای امویان که همانا خاندان بنی هاشم بودند، سبب شد تا امویان راحت تر قدرت را از دست بدهند. در حالی که اگر چنین نیرویی وجود نداشت، بعید می نمود که کسی بتواند قدرت را از قریش باز پس بگیرد. نفوذ قریش، تا آن اندازه بود که تا خاتمه کار دولت عباسی که آن نیز به زور و نیروی مغولان پایان یافت، دوام آورد.

فروپاشی نظام اموی تا اندازه ای به ضعف داخلی امویان نیز مربوط می شد. همان طور که پیش از این اشاره کردیم، از زمانی که نزاعهای داخلی خاندان اموی بر سر جانشینی مطرح شد، هم خلفا و هم ولایتعهدان، که از زمان عبد الملک معمولا از دو نفر بیشتر بودند، راه را برای توطئه آنها بر ضد یکدیگر هموار می کرد. به علاوه شورش یزید سوم، اعتبار خلافت و بیعت را بیش از حد از میان برد. سقوط پشت سر هم چند تن از کسانی که قرار بود بر مسند خلافت بنشینند، در طی سال 126 و 127 انسان را به یاد شاهان ساسانی در آخرین سالهای آن دولت رو به زوال می اندازد.

باید بی اعتباری خلفای اموی را از لحاظ دینی عامل عمده ای برای عدم حمایت توده های مردم را از آنها دانست. در این میان، با وجود اصلاحاتی که عمر بن عبد العزیز و احیانا هشام کرد، امویان نتوانستند اعتبار گذشته خویش را باز یابند. ولید بن یزید با به اوج رساندن فساد و تباهی دستگاه خلافت، راه را برای بی اعتباری خلافت اموی بیش از پیش هموار کرد. در این باره اطلاعات فراوانی در کتابهای تاریخی آمده است. گرچه برخی از آنها، به دلیل آن که مصادر متمایل به عباسیان یا دیگر گرایشات مذهبی است، مورد تضعیف قرار گرفته است.

افزون بر بی اعتباری دینی، استبداد سیاسی و اقتصادی امویان نیز خشم مردم عراق و خراسان را برانگیخته بود. امویان به حق متهم بودند که با برخوردهای نژادی، با موالی میانه ای ندارند. البته نمونه های فراوانی می توان به دست داد که غیر عربها نفوذی در دستگاه خلافت اموی یافته اند، اما در مجموع راه یشرفت برای آنان مسدود بوده و موقعیت مناسبی نداشتند.

پی نوشت ها:

1. فهرستی از این دیدگاهها را مرحوم محمد کاظم خواجویان- که خدایش رحمت کند- در مقاله ای در مجله دانشکده ادبیات مشهد سال 19 صص 530- 503 آورده اند.

2. تاریخ الیعقوبی، ج 2، ص 338

3. مروج الذهب، ج 3، ص 232

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 21:49  توسط سیدغلامعباس طاهرزاده  | 

رويدادهاى قبل از هجرت

 رويدادهاى قبل از هجرت

على اصغر فيض پور حوزه علميه قم
دوران قبل از هجرت  
در ابتدا بايد به اين نكته توجه داشت كه در زمانى كه پيامبر اكرم در مكه بين مشركين زندگى مى كردند با سران مهم دو قبيله اوس و خزرج كه بعدها انصار لقب يافتند مدتها ارتباط مخفيانه داشتند، دو قبيله اوس و خزرج كه در يثرب زندگى مى كردند گاه بى گاه از وضعيت پيامبر اكرم ، توسط فرستادگان خود آگاه مى شدند.
در اين مدت كه حضرت در ميان قريش زندگى مى كرد، اذيت و آزار فراوانى را متحمل شد تا بتواند زمينه حكومت اسلامى را در خارج از منطقه (يثرب ) پى ريزى نمايد بنابراين از سران دو قبيله اوس و خزرج قول همكارى در جهت تشكيل حكومت اسلامى گرفت تا در فرست مناسب بتواند دعوت خويش را از مكه به خارج انتقال دهد و زمينه حكومت اسلامى را آماده نمايد.
اين مساءله نياز به روابط سياسى و خارجى داشت ، به همين خاطر قبل از هجرت هياءتى از سران قبيله اوس و خزرج به عنوان نمايندگى به مكه مشرف شدند و مخفيانه با حضرت ارتباط برقرار كردند تا پيرامون مهاجرت به يثرب تبادل نظر كرده و قرار داد مهاجرت را تنظيم نمايند.
بر اساس وعده قرار بر اين شد كه سران قبيله اوس و خزرج ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آبان 1390ساعت 16:2  توسط سیدغلامعباس طاهرزاده  |